الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
147
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
موجودات بديع به عرصهء ظهور مىآورد . بدون حيات ، عرصهء پهناور زمين عبارت از بيابانى قفر و لميزرع و دريايى مرده و بىفايده مىشد . » بهعلاوه در هر جاندارى قدرت تجديد ساختمان پيكر خويش و خودسازى جسمانى در حدودى وجود دارد . اين قدرت در جانداران متفاوت است . در كتاب راز آفرينش انسان صفحهء 106 مىنويسد : « بسيارى از حيوانات مثل خرچنگاند كه هروقت پنجه يا عضوى از آنها بريده شود سلولهاى مربوطه فوراً فقدان آن عضو را خبر مىدهند و در صدد جبران آن برمىآيند . ضمناً به مجرد اينكه عمل تجديد عضو مفقود خاتمه يافت سلولهاى مولّد از كار مىافتند و مثل آن است كه خودبهخود مىفهمند كه چه وقت موقع خاتمهء كار آنها رسيده است ؛ اگر يكى از حيوانات اسفنجى را كه در آب شيرين زيست مىكند از ميان دو نيم كنيد هر نيمهء آن به تنهايى خود را تكميل مىكند و به صورت فرد كامل در مىآيد . سر يك كرم قرمز خاكى را ببريد سر ديگرى را براى خود درست مىكند . ما وسائلى در دست داريم كه سلولها را براى معالجهء بدن به كار بيندازيم اما آيا هرگز اين آرزو تحقق خواهد يافت كه جراحان ، سلولها را وادارند دستى تازه يا گوشت و استخوان و ناخن و سلسله اعصابى جديد در بدن بهوجود آورند ؟ » اما قسمت چهارم : در اينجا لازم است به اصطلاح الهامات فطرى حيوانات را مطرح كنيم . جانوران معمولًا يك سلسله كارها را انجام مىدهند كه به هيچوجه با آنها سابقه نداشته و آنها را نياموختهاند . با توجه به اينكه امور آموزشى ، چه در انسان و چه در حيوان ، به وراثت منتقل نمىشود اهميت مطلب بيشتر روشن مىشود . يكى از آنها غريزهء لانه و آشيانه است . راز آفرينش انسان صفحهء 105 مىنويسد : « اگر جوجهء پرندهاى را از آشيانه خارج كنيد و در محيطى ديگر آن را بپرورانيد همينكه به مرحلهء رشد و تكامل رسيد خود شروع به ساختن لانه به سبك و طريقهء پدرانش خواهد كرد . »